![]() |
![]() |
|
| عشق بی پایان |
|
تا اینجا اومدی نظر یادت نره*
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوم بهمن 1385ساعت 3:42 بعد از ظهر توسط حامد ف. |
|
|
اگه يه روز من مُردم و تو منو دوست داشتي پنج شنبه ها بيا سرِ مزارم و گلِ سرخي رو روي قبرم بذار تا هميشه اون گلي که بهت داده بودم رو به خاطرم بيارم ... ولي... اگه تو مُردي ... من فقط يه بار ميام مزارِت .. ميام و اون دسته گلِ سفيدِ مريم رو که با خون خودم سرخشون کردم ، برات هديه ميکنم وعاشقانه کنارت جون ميدمتا بدوني هيچ وقت تنها نيستي
در دادگاه عشق متهم قلبم بود وكيلم دلم بود حضار جمعي از عاشقان و سوخته دلان قاضي نامم را بلند خواند و گناهم ره دوست داشتن محكوم به تنهايي و مرگ شدم كنار چوبه يه دار از من آخرين خواسته ام را خواستند و من گفتم كه به تو بگويند دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام دی 1385ساعت 0:12 قبل از ظهر توسط حامد ف. |
|
|
موقعي كه ميخواستمت ميترسيدم نگات كنم موقعي كه نگات كردم ترسيدم باهات حرف بزنم موقعي كه باهات حرف زدم ترسيدم نازت كنم موقعي كه نازت كردم ترسيدم عاشقت بشم حالا كه عاشقت شدم ميترسم از دستت بدم
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 11:58 بعد از ظهر توسط حامد ف. |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 11:46 بعد از ظهر توسط حامد ف. |
|
|
هر روز كه برگي از زندگي ام فرو مي ريزد تو را بيشتر دوست مي دارم و به دوست و دوست داشتن بيشتر پي مي برم و بدان كه همواره ناقوس قلبم به ياد تو و براي تو مي تپد كسي كه هميشه و در همه حال به فكر تك ستاره آبي اش است |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 11:14 بعد از ظهر توسط حامد ف. |
|
|
ميتوني نگاهم نكني اما نميتوني جلوي چشماي منو بگيري ميتوني بگي دوست ندارم اما نميتوني بگي دوسم نداشته باش ميتوني از پيشم بري اما نميتوني بگي دنبالم نيا پس من نگاهت ميكنم دوست دارم وتا ابد دنبالت ميام
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 11:8 بعد از ظهر توسط حامد ف. |
|
|
پرسيدم : عشق چيست ؟ گفت : آتشي است . گفتم : مگر آن را ديده اي ؟ گفت : نه در آن سوخته ام |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 11:0 بعد از ظهر توسط حامد ف. |
|
|
برای عشق تو در قلبم سه کوه ساختم:اولی کوه وفا/دومی کوه صداقت/سومی...کوهی که هر وقت بهم گفتی دوست ندارم از اون بندازمت پایین |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 10:48 بعد از ظهر توسط حامد ف. |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 10:43 بعد از ظهر توسط حامد ف. |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 10:39 بعد از ظهر توسط حامد ف. |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 10:34 بعد از ظهر توسط حامد ف. |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 10:31 بعد از ظهر توسط حامد ف. |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 10:22 بعد از ظهر توسط حامد ف. |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 10:9 بعد از ظهر توسط حامد ف. |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 8:9 بعد از ظهر توسط حامد ف. |
|
|
اگه يه روز رفتي و ديگه برنگشتي به تو قول نميدم که منتظرت بمونم.اما ازت مي خوام وقتي برگشتي يک شاخه |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 7:56 بعد از ظهر توسط حامد ف. |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 7:48 بعد از ظهر توسط حامد ف. |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 7:45 بعد از ظهر توسط حامد ف. |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 7:28 بعد از ظهر توسط حامد ف. |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 7:19 بعد از ظهر توسط حامد ف. |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 7:18 بعد از ظهر توسط حامد ف. |
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 7:12 بعد از ظهر توسط حامد ف. |
|
|
من اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم؛ اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم؛ بر لب کلبه ي محصور وجود، من اگر در اين خلوت خاموش سکوت، اگر از ياد تو يادي نکنم، مي شکنم اگر از هجر تو آهي نکشم، تک و تنها، به خدا مي شکنم، مي شکنم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 6:56 بعد از ظهر توسط حامد ف. |
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 6:51 بعد از ظهر توسط حامد ف. |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1385 دی 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
غم عشق |
|
RSS
|